پای دخترکم

دوشنبه رفتم یاسی رو از مهد گرفتم دیدم جوراب شلواریش هر دو زانوش سوراخه . ناراحت شدم که این چرا اینقدر اینجا میخوره زمین. خلاصه طبق عادتش بعد از مهد رفتیم تو پارک و حسابی بازی کرد.دو بار هم اونجا افتاد زمین و خلاصه ارنج و زانو داغون اومدیم خونه . تو فکر این بودم که باید صدقه بدم . خلاصه کلی هم باهاش از بچگی هام گفتم که یه بار تو پارک  دایی رو که 4 سال از من کوچیک تر بود سپرده بودن به من تا تو زمین بازی مواظبش باشم. شاید 8-9 سالم بود . یادمه خودم هم خیلی دوست داشتم با وسایل پارک بازی کنم. که برگشتم دیدم صورت برادرم پر از خون بود . الاکلنگ خورده بود تو ابروش و شکسته بود و مجبور شدیم بخیه بزنیم. به اینجا که رسیدم یاسی گفت مامان بخیه چیه ؟ گفتم هر وقت پوست جایی آسیب ببینه با نخ مخصوص میدوزند تا زودتر خوب بشه . یاسی چشماش رو گرد کرد و یه جور خاصی که فقط منحصر به خودشه خندید. گفت اگه بخیه نزنند چی ؟ گفتم جاش میمونه و دیرتر خوب میشه . شاید یک ابسیلون فکر نمیکردم این اتفاق وحشتناک بخواد واسه یاسمینم بیفته. دیگه رسیدیم خونه حمومش کردم و طبق عادتش بعد از حموم زود خوابش برد و دخترکم بدون شام خوابید. ما هم به خاطر گود برداری خونه روبرومون تا صبح خوابمون نبرد . دیگه این بود که وقتی اسپیدار ساعت 6 داشت میرفت من حال بلند شدن نداشتم . اما عوضش یاسی سرحال بود و در عین حال گرسنه . اومد من رو بوسید . دیگه طاقت نیاوردم بیدار شدم و تا بخوام رو تخت رو صاف کنم صدای فریادش من رو به آشپزخونه کشوند دویدم دیدم کشو بالایی کابینیت رو کشیده بیرون و افتاده هم چیش ریخته و یاسی به حالت ضعف داره گریه میکنه نگا میکنم دیدم پاش سفید شده و 2 ثانیده بعد دستم پر از خون شد . شوکککککککه شدم. خدااااااااااااااا چی کارکنم. یه عالمه دستمال گذاشتم روش به یاسی گفتم مامان فشارش بده تا مانتو بپوشم.... 

یک ساعت بعد با پای بخیه شده عشقم رو آوردیم خونه و دیدم من با اون دستای خونی همه در و دیوار رو خونی کرده بودم. خدای من فکرش رو نمیکردم که این اتفاق بیفته. همیشه خوب واسه خودش از کشو قاشق برمیداشت .... نمیتونم چرا بیارم تو کارت خدایا. تو همیشه واسه آدم جای شکر میگذاری. اما دلم واقعا خون شد . مخصوصا که خیلی مودبانه برخورد میکرد. وقتی آمپول بی حسی زد گریه کرد اما بعدش از دکتر تشکر کرد که درد نداشت دیگه .حالا هم باید تا یک هفته راه نره که۱۲ تا بخیه روی پاش خوب جوش بخوره ....

بازهم خدااااااااااایا شکرت....

 

همه جا قرمز 

/ 2 نظر / 19 بازدید
نگار

بانو جان سلام: چه خوب کردی برگشتی. امیدوارم پای یاسمین زودتر خوب بشه. نگران نباش.

عطربرنج

ای وای!! می بینی ؟من چقدر ازت بی خبر بودم دوستم!! این گوگل ریدر که پرید دیگه همه چی به هم ریخت و بچه داری هم که جای خود داره والا...ایشالا همیشه سلامتی باشه عزیزم. یاسی رو ببوس.بلا دور باشه الهی...